زندگی‌ در کوه

روستای انزها و طبیعت اطراف آن

روز نوروز بزرگ

اولین گلهای بهاری منطقه دارآباد ـ ۵ فروردین ۹۱

 دارآباد

 

نوبهار است، در آن کوش که خوشدل باشی - حافظ

 

 دارآباد

 دارآباد

 دارآباد

 دارآباد

 کمر کولی-

 طبیعت جای زباله نیست

دارآباد ۶ فروردین ۹۱

 

 طبیعت جای زباله نیست

 

 

گر تو را از غیب چشمی بـــاز شد ـ با تــــو ذرّات جهان همــــراز شد ـ نطق آب و نطق خاک و نطق گـــل ـ هست محسوس حــــواس اهل دل ـ جـمله ذرات عـالـــــــم در نهان ـ با تـــــو می گویند روزان و شبـان ـ مــا سمیعیم و بـــصیریم و خوشیم ـ بــــا شما نـــامحرمان ما خامشیم ...

مولوی

 

 طبیعت جای زباله نیست

 

با بازگشت بهار و خورشید زندگی به کوهستان باز میگردد و آگاما با احتیاط از مخفیگاه خود به آفتاب زندگی آفرین سلام میدهد

 طبیعت جای زباله نیست

 

 

عید نوروز کهن آیین جاویدان خوش است

شادی و شور و نشاط عالم امکان خوش است

بوی گل فریاد بلبل غرش ابر بهار

 باد جانبخش نم نم باران خوش است

با نسیمی در رهت ریزد هزاران برگ گل

روز و ماهی پر شگون و فصل گلباران خوش است

 فرش فرمند بهارستان مگر گسترده اند

 کز شکوهش هر کران تا مرز بی پایان خوش است

 تا زند بر لوح جان نقش بهشت جاودان

 دلنشین طرحی چنین بر دشت و کهساران خوش است

 از همه ذرات گستی می تراود زندگی

 زین هه اعجاز هستی قدرت یزدان خوش است

 دردر و دشت و دمن دریا و کوه و آسمان

 عشق و سرمستی هر جنبنده شادان خوش است

 ز ابر گریان هر زمان با نعره های بی امان

بر رخ خندان گلها گوهر رخشان خوش است

تا به خاطر آوری بر روی جانان اشک شوق

روی گل لغزان و لرزان شبنم غلتان خوش است

 در افق رنگین کمان زیبا نمادی یادمان

 ز آرش تیر افکن و از رستم دستان خوش است

گفته حافظ نیوش و تازه کن کیش بهی

 کاتشین آلاله ها در باغ و در بستان خوش است

 ماه فروردین د می در دامن دشت و دمن

مست و سرشار از نسیم شاد گلزاران خوش است

در بهار زندگانی با هزاران آرزو

تو بهاران نو گلی تازه رخ خندان خوش است

روز نوروز بزرگ و جشن شادی آفرین

بوسه بر رخشار مهر آمیز این و آن خوش است

تا به دست آوری دل افسرده خسته دلان

 عید نوروز است و دیدار دل افگاران خوش است

 توی هفت سینی نماد هفت امشا سپند پاک

 آن سپندینه نشان این باور و ایمان خوش است

 سرکه و سیر و سماق و سبزه سنجد سمنو

سیب سرخ و سفره گسترده در ایوان خوش است

 شهد و شمع و شربت شیرینی شیر و شراب

شاهدی شر آفرین و شوق فروردگان خوش است

نقل و آیینه گلاب و مورد و سرو و آویشن

گل های خوشرنگ و بو بنشسته در گلدان خوش است

شاخه های گونه گون نور رسته ها ی سبز و شاد

همچو برسم های در آیین آفرینگان خوش است

در میان تاج گل بر بستری از لا له ها

با اوستا و عکسی از وخشور اسپیتمان خوش است

 روی آتشدان رویین از برای بوی خوش

کندر و اسفند و عود و سندل و لوبان خوش است

حافظ و خیام شهنا مه به آهنگی رسا

نکته دانی خوش بیان و همدمی شایان خوش است

در پی تاراج دلها یک طرف بوی بهار

 از دگر سو عطر گیسوی سمن بویان خوش است

آن همه شادابی و عشق و امید و آرزو

آن فروزان دانش و اندیشه تابان خوش است

روز نوروز گاه هاون با گروه همگنان

 در کنار آتش بهرام و آتوربان خوش است

در چنین جشن و سروری خاک پاک آرین

مهد زرتشت پیمبر کشور ایران خوش است

-- جمشید زره پوش

 طبیعت جای زباله نیست

   لینک دائم ; ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
    comment نظرات ()